نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌، تحت تأثير داستان‌هاي عجيب مربوط به يوحناي راهب‌1 فزوني‌ يافته بود. در آغاز سده‌ٴ بعدي‌، سازمان فرقه‌هاي فرانسيسكن و دومينيكن موجب رونق‌ فراوان فعاليت‌هاي تبليغي شد، و آيا براي اين منظور جايي بهتر از سرزمين‌هاي افسانه‌اي‌ خورشيدتابان مي‌شد يافت‌؟ از طرف ديگر، جنگ‌هاي صليبي كاملاً مأيوس‌كننده بود و مسلمانان مبغوض ثابت كردند بسيار نيرومندتر از آن‌اند كه در اول گمان مي‌رفت‌؛ ولي‌ احتمال داشت بتوان آنان را با كمك يوحناي راهب يا متحدان شرقي ديگر شكست داد: آيا مسلمانان مي‌توانند از ميان آتش دو دشمن رهايي يابند؟ اين اوضاع و مناسبت‌هاي گوناگون‌ ديگر، از قبيل روابط بازرگاني و عشق به ماجراجويي كه محتاج بحث نيست‌، موجب حركت‌ نيرومندي به سوي خاور شد.
جزئيات آن ماجراهاي شگرف در مجلد دوم بيان مي‌شود. كافي است كه نام قهرمانان‌ اصلي ذكر شود: جوواني پيان دل كارپيني كه به پايتخت مغول در قراقوروم در جنوب‌ درياچه‌ٴ بايكال رسيد؛ آشلين لمبارد كه از ارمنستان فراتر نرفت‌؛ آندره‌ٴ لونگژوميويي به ديدار اردوي گيوك‌2 بر كناره‌ٴ رود ايميل نايل شد؛ ويليام روبروكي كار جوواني را تكرار كرد و گزارش مفصلي درباره‌ٴ آن نوشت‌؛ بوشارِللو دو گيزولفي به مقام سفارت شخص ايلخان در دربارهاي اروپا نايل شد؛ جفري دولانگل فرستاده‌ٴ انگليسي به ايران‌؛ جوواني اهل مونته‌ كوروينو بنيانگذار نخستين هيئت ديني كاتوليك در هند و در چين‌؛ ريكولدو دي مونته‌ كروچه مدت زيادي در بغداد اقامت گزيد؛ بالاخره دو برادر به نام‌هاي نيكولو و مافيوپولو، و پسر نيكولو به نام ماركو -- حاجت نيست گفته شود كه آنان كجا بودند و چه كردند، چون در شمار آن عده‌ٴ معدود شخصيت‌هاي قرون وسطا هستند كه هنوز امروز هم نامشان زنده است‌.
توجه كنيد كه از اين يازده تن بالغ بر هشت نفرشان‌، كه جز يكي همه مهم‌ترينشان به شمار مي‌روند، ايتاليايي بودند. تنها شخصيت برجسته‌، كه ايتاليايي نبود، ويليام روبروكي فلاماندي‌ است‌. هم‌چنين بايد توجه داشت كه از اين يازده تن‌، سه تن دومينيكن بودند، و سه تن ديگر فرانسيسكن‌، يعني بيش از نصفشان راهب بودند. اين امر ناقض اين نيست كه جز با دو استثنا


1 Prester John. ، يوحناي راهب پادشاه افسانه‌اي مسيحي آسيا در داستان‌هاي قرون وسطا بود. گفته مي‌شد كه او مسلمانان را شكست داده و مقدر بود كه‌ ((ارض مقدس‌)) (فلسطين‌) را رهايي بخشد. اين افسانه در نيمه‌ٴ سده‌ٴ دوازدهم ميلادي‌، انتشار يافت‌. بعدها، او را با شاه حبشه تطبيق دادند. نظريه‌ٴ ديگري او را اميرزاده‌اي چيني مي‌شمرد كه پادشاه ايران را در 1141 م‌، شكست داد. ممكن است اين افسانه خطي از حقيقت داشته باشد. -- و.
2 .گيوك (يا قيوق‌) خان (وفات‌: 647 ه'.ق‌)، خان بزرگ و قاآن مغول‌، پسر و جانشين اوگتاي قاآن‌، پسر سوم چنگيزخان مادر گيوك مسيحي بود، از اين رو پس از رسيدن به مقام خاني‌، به عيسويان عنايت داشت‌. -- و.